تبليغاتX
هوانوردی - F-14 هاي ايران
هوانوردی و پیشرفتهای آن

هيچ چاره اي نبود! F-14ها بايد پرواز مي كردند. هيچ وقفه اي در پروازهاي شبانه روزي تامكت قابل قبول نبود. به مرور و با بازگشت به خدمت تدريجي خلبانان و كاركنان فني، تعداد بيشتري F-14 عملياتي شد. در اوايل ماه آبان، پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق تهاجم گسترده ديگري را در دستور كار قرار داد. براي بسياري از ناظران، خرد شدن ارتش جمهوري اسلامي ايران در زير ضربات سهمگين ارتش متجاوز، امري مسجّل و غيرقابل اجتناب بود. در اين زمان نيروهاي مسلّح ايران با تقويت نيروها، مقاومت جانانه اي از خود نشان دادند كه حتي تاكتيكهاي فوق پيشرفته ارتش عراق نيز در مقابل آن كاري از پيش نبرد. جنگنده رهگيرهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با ايفاي بهترين نقش در اين سناريو و با ايجاد برتري هوايي در منطقه نبرد، ورود هواپيماهاي متجاوز به اين حريم را غيرممكن و توپخانه فوق سنگين عراق، پشتيبان اصلي نيروي زميني آن را در نطفه خفه كردند. دو تن از خلبانان در اين باره توضيح مي دهند: ((ايجاد برتري هوايي بر فراز خط مقدم توسط ما با تقويت نيروي هوايي به واسطه بازگشت خلبانان به خدمت به فرمان حضرت امام خميني (ره) همزمان شد. اين تقويت به خوبي خود را در افزايش پروازهاي پشتيباني نيروي هوايي و با كمك شايان هوانيروز و نيروي زميني ارتش توانست در خطوط مقدم، مستقر شده و به ايجاد مواضع پدافندي بپردازد. در اين برهه از جنگ نه عقب راندن دشمن بلكه زمينگير كردن آن مد نظر ما بود كه خوشبختانه عملي شد.))

در جواب،‌ رژيم بعث عراق نيروي هوايي خود را مسئول حمله به شهرها و كشتن غير نظاميان كرد كه به خاك و خون كشيده شدن تعداد زيادي از هموطنان منجر شد. آنها در اينباره همچنين از موشكهاي بالستيك SS-1B/C (اسكاد) و Frog-7 استفاده گسترده اي نمودند. براي تنبيه متجاوز و در جواب به اين حملات وحشيانه و ناجوانمردانه، انهدام فوق وسيع تأسيسات زيربنايي و قطع شاهرگهاي حياتي رژيم در دستور كار نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. با آن كه ما در آن زمان هيچ گونه موشك بالستيك در اختيار نداشتيم، با اين حال جنگنده- بمب افكن هاي F-4 فانتوم در بمباران دقيق عراق بسيار موفق نشان دادند كه البته عراقي ها چنين بمب افكني آن هم با تعداد بسيار زياد در اختيار نداشتند.

در اواخر مهر 1359 بر اساس اطلاعات بسيار دقيق، فرمانده وقت پايگاه يكم شكاري
مهر آباد از استقرار چندين فروند جنگنده فرانسوي ميراژ-
F1 همراه 47 تن از نفرات فني نيروي هوايي فرانسه در پايگاه هوايي ((الحريه)) نزديك ((موصل)) در شمال عراق خبردار شد. اين نفرات براي آموزش كاركنان نيروي هوايي عراق كه به زودي پذيراي جنگنده هاي ميراژ F-1 سفارش داده شده در سال 1356 بودند، به عراق فرستاده شده بودند. صد البته نيروي هوايي ارتش بسيار مشتاق بود كه علاوه بر متوقف سازي هر چه سريعتر روند آموزش، ورود نيروي هوايي فرانسه به اين جنگ نابرابر را به آنها نيز خوشامد بگويد. به دنبال همين تصميم، نخستين حمله ضربتي به عمق خاك عراق با نام عمليات((سلطان-10)) پايه ريزي شد. خلبانان فانتوم انتخاب شده براي اين عمليات كه توسط تامكت ها پشتيباني
مي شد، بايد براي انهدام وسيع هدف به ميزان 300 كيلومتر در عمق خاك عراق پيشروي
مي كردند.

يكي از سردسته هاي اين گروه توضيح مي دهد: (( اين عمليات قرار بود توسط 6 فروند F-4E از گردان 32 و 33 شكاري، هر كدام مجهز به 12 تير بمب MK82 انجام شود و حمله به پايگاه موصل به جاي شرق از شمال صورت گيرد. اين ابتكار، جنگنده هاي ما را از 12 آتشبار پدافند هوايي SA-2، SA-3 و SA-6 مستقر در شرق و جنوب موصل به اضافه 2 فروند ميگ-21 كه همواره در قسمت شرقي اين شهر مشغول انجام گشت رزمي هوايي بودند مصون نگه مي داشت. ناگفته نماند با وجود اين تدابير، 4 آتشبار 6و3وSA-2 كه در شمال موصل قرار داشتند انتظار ما را مي كشيدند. فانتوم هاي ما هم آنقدر سنگين بودند كه طي مسير برگشت حتما مي بايست سوختگيري هوايي انجام مي دادند. بنابراين، 2 فروند هواپيماي سوخترسان از پايگاه يكم شكاري مأمور همراهي ما در عمق خاك عراق شدند كه البته به وسيله 2 فروند تامكت گردان 81 محافظت مي شدند. اين يكي از معدود عملياتهايي بود كه به سوخت رسانهاي KC-135 و جنگنده هاي F-14 به طور رسمي اجازه ورود به خاك دشمن داده مي شد. براي تضمين غافلگير شدن عراقي ها و دوستان فرانسوي شان، تركيب بمب افكن ها، جنگنده ها و هواپيماهاي سوخترسان عمليات سلطان ابتدا وارد مرز تركيه شده و سپس نفوذ به آسمان عراق را آغاز نمودند. ناگفته نماند با آنكه اين عمليات نخستين استفاده ما از آسمان تركيه بود اما آخرين آن نبود.))

 

F-14هاي ايران

 

فانتومها بايد تا هنگام بمباران هدف، يكديگر را در ديد مي داشتند. به خلبانان تامكت گوشزد شد كه با چنگ و دندان از سوخترسانها محافظت كنند كه اگر آنها از دست بروند، همه چيز از دست رفته است. بدين ترتيب، 3 فروند سوخترسان(يكي ذخيره) و 3 فروند F-14 (يكي ذخيره) و 8 فروند فانتوم(2 فروند ذخيره) در سحرگاه روز 7 آبان 1359 باند پرواز پايگاه دوم شكاري تبريز را به مقصد موصل ترك كردند. هواپيماها با گرفتن آرايش جنگي در جنوب اروميه، به منظور پنهان ماندن از ديد رادارهاي هشدار زود هنگام هوابرد عراق به داخل رشته كوههاي زاگرس رفتند. پيش از ورود به مرز تركيه، تمامي هواپيماهاي ذخيره از تركيب جدا شده و به پايگاه بازگشتند. مأموريت در سكوت مطلق راديويي ادامه يافت.

با ورود به مرز تركيه، براي پنهان ماندن از ديد رادارها، پرواز در ارتفاع پايين آغاز مي شود. با آن كه تركها حداقل يكبار آنها را در رادار خود رديابي كردند ولي ترجيح دادند كه ساكت بمانند. با ترك فضاي تركيه، هواپيماها با ادامه پرواز در ارتفاع پايين، وارد كوهستانهاي ((حيل سنجر )) مي شوند. پيش از شروع بازي توسط فانتوم ها، يك بار ديگر سوختگيري هوايي انجام مي گيرد. اين سوخترساني در بين شهرهاي ((دهوك)) و ((اقراه)) صورت گرفت. بلافاصله پس از اتمام سوخترساني و روانه شدن فانتوم ها به سوي هدف، سوخترسانها گردش خود در يك مدار را بر فراز دشت دهوك آغاز مي كنند.

F-14ها در اين مرحله با استفاده از رادار قدرتمند AWG-9 خود محافظت از هواپيماهاي سوخترسان را بر عهده گرفتند، در حالي كه كمبود سوخت خود را نيز از طريق آنها مرتفع مي كردند. بمب افكن هاي تا بن دندان مسلح با كمترين مشكل به هدف نزديك شدند و با رسيدن به هدف، هركدام از فانتوم ها بمباران و انهدام قسمتي از پايگاه را به انجام رساندند؛ ناگهان پايگاه هوايي الحريه غرق در آتش و دود شد. همه چيز به خوبي پيش مي رفت تا اين كه تامكتها 4 فروند رهگير عراقي كه از فاصله 70 كيلومتري فانتوم ها به آنها نزديك مي شدند را شناسايي كردند.

بلافاصله خدمه F-14 ها با استفاده از سامانه ((درخت جنگي)) و RWR ، نوع جنگنده هاي دشمن را ميگ Mig-23 و به احتمال زياد از گونه MF تشخيص دادند كه بر اساس آخرين اطلاعات، پايگاه هوايي ((غياره غربي)) ميزبان نخستين گردان از اين جنگنده به اضافه 16 فروند ميگ Mig-21 بود. با ارسال اطلاعات به مركز فرماندهي و بر اساس محاسبات سريع فرمانده، جنگنده هاي عراقي طي 10 تا 15 دقيقه آينده به خاطر كمبود سوخت مجبور به بازگشت به پايگاه خود مي شدند. در شرايط مساوي و در حالي كه فانتوم ها پر از سوخت و مجهز به موشكهاي هوا به هوا بودند انهدام ميگ ها كار سختي به نظر نمي رسيد. اما در حال حاضر هيچ كدام از اين شرايط فراهم نبود به اضافه اينكه سوختگيري بدون دردسر فانتوم ها بسيار حياتي بود.

هيچ فرصتي براي تلف كردن نبود. بدون هيچ گونه ترديدي، F-14ها آرايش جنگي گرفته، با گردش به سمت جنوب، به ارتفاع 15000 پا صعود كردند. خلبانان با ارزيابي سامانه ها، نتيجه گرفتند كه ميگهاي عراقي هنوز موفق به كشف آنها نشده اند. بنابراين تصميم به عزيمت با ارتفاع 20000 پا گرفتند. در اين ارتفاع تامكت ها گزينه هاي بيشتري براي از بين بردن دشمنان داشتند. از بين بردن ميگهاي مزبور به منظور پاكسازي مسير فانتوم ها به سمت سوخترسان ها امري كاملاً روشن و واضح بود، زيرا ايجاد كوچكترين مزاحمت براي آنها مساوي با اتمام سوخت و خروج اضطراري خدمه فانتوم ها بود.

در اين مرحله،F-14ها با يك تاكتيك جنگي كم نظير از هم جدا شدند. اين تاكتيك به خلبانان تامكت،  هم در مرحله رهگيري و هم مرحله درگيري، آزادي و استقلال عمل بالايي مي داد. در اين تاكتيك هر كدام از تامكت ها كه پيش از بقيه هدف خود را به صورت راداري يا چشمي رديابي كند مي تواند آن را رهگيري و در صورت لزوم دستور رهگيري آن را به بقيه تامكتها بدهد. لازم به ذكر است كه تاكتيك مزبور هرگز توسط جنگنده هاي F-4 و F-5 مورد استفاده قرار نگرفت و سردسته ها همواره در هر حالتي از پرواز دستورات را صادر مي كردند.

يكي از F-14 ها مجهز به 2 تير موشك AIM-54A فينيكس ،3 تير موشك AIM-7 اسپارو و 2 تير موشك AIM-9 سايدوايندر و هواپيماي ديگر به ترتيب به 6 و 2 تير از نوع موشكهاي اسپارو و سايدوايندر مسلح شده بودند. به اين ترتيب تامكتهاي محافظ هم از لحاظ داشتن تسليحات دوربرد و هم قابليت ماندگاري پروازي (به علت داشتن سوخت بيشتر) از ميگ هاي مهاجم برتر بودند. با توجه به اين كه F-14 در موقعيت كاملاً برتري قرار داشتند، با اين حال موفقيت آنها بستگي كامل به پنهان ماندن از ديد ميگها داشت. زيرا در اين صورت مهاجمان به موقع مورد اصابت قرار گرفته، فانتوم ها در شرايط كاملاً ايمن سوختگيري كرده و تا خروج كامل تمامي هواپيماها از قلمرو عراق، نيروي هوايي اين كشور نمي توانست رهگيرهاي بيشتري را به سمت آنها روانه كند.

با صعود به 22000 پا، به سرعت تمامي چك ليستهاي درگيري مرور شد. تمامي ادوات تسليحات (به جز سايد وايندرها و توپ هواپيما)، كنترلهاي حسگرها، سوييچ ها و پنل تجهيزات ارتباطي در كنسول سمت چپ كابين عقب قرار دارد. سوييچ هاي دستگاه پادكار الكترونيك، صفحه نمايشگر ناوبري و پنل نشانگر دوست از دشمن نيز در كنسول سمت راست قرار دارد.

خلبان كابين عقب، رادار Awg-9 جنگنده اش را در حالت رديابي هنگام جستجو تنظيم
مي كند. رادار قدرتمند جنگنده هر 4 ميگ در حال حركت را در ديد خود دارد و موقعيت آنها را لحظه به لحظه در رايانه مركزي ثبت مي كند. اين رايانه همچنين قابليت پيش بيني موقعيت چند لحظه بعد هدف را نيز دارد. سمت هواپيما، سرعت و ارتفاع ميگهاي عراقي به اضافه پيش نيازهاي لحظه پرتاب موشك همگي توسط سامانه كنترل آتش تامكت محاسبه و تعيين مي گردد. تنها نقطه ضعف اين شيوه تنظيم رادار اين است كه فقط در هنگام استفاده از موشك فينيكس مي توان از آن استفاده كرد.

در فاصله 56 كيلومتري، رايانه مأموريتي هواپيما آرايش ميگ ها را براي خلبان مشخص مي كند. تركيب دو جفت هواپيما جدا از هم و هر دو فروند به صورت پشت هم به تامكت ها نزديك مي شدند. بلافاصله دستور به كاراندازي سامانه هاي اخلالگرهاي الكترونيك صادر
مي شود، اما سامانه
EGM يكي از تامكت ها چند ثانيه پس از روشن شدن از كار مي افتد و تامكت ناچار از پوشش دادن هر دو F-14 مي شود.

در فاصله 33 كيلومتري، خلبان به كابين عقب دستور مي دهد: (( در صورت آمادگي موشك را به سمت هدف شليك كن!)) بلافاصله نخستين AIM-54 پس از رهاسازي به سمت ميگهاي بخت برگشته كه در ارتفاع 30000 پايي غافل از همه جا در حال پرواز بودند اوج مي گيرد. 8 ثانيه نگذشته بود كه آسمان عراق دود سفيد روشن شدن موتور دومين موشك فينيكس را به خود ديد.

ميگ هاي عراقي طبق برنامه پرواز روزانه آموزشي مسير مستقيم را در پيش گرفته بودند. با وجود شليك موشك، در رادار كاملاً مشخص بود كه هواپيماهاي ميگ هيچ عكس العملي از خود نشان نمي دهند كه نشان از بي اطلاعي كامل آنها داشت و به وضوح مشخص بود كه جنگنده هاي آنها به ابتدايي ترين و ضعيف ترين رادارها و سامانه هاي هشدار دهنده مجهز است. همچنان كه F-14 ها پيشرفت موشكهاي AIM-54 را به سمت هدف دنبال مي كردند، به يكي از هواپيماها پيامي به اين مضمون فرستاده شد كه با رسيدن خبر حمله به پايگاه ((الحريه)) به ميگهاي عراقي، آنها به غرب قصد رهگيري
 
F-4ها را دارند. ثانيه هايي از رسيدن خبر به ميگها نگذشته بود كه با اصابت هر دو موشك به هدفهايشان براي اجراي دستور مقامات بالاتر توسط ميگها بسيار دير شده بود. فينيكس اولي، سر دسته ي ميگها را در آسمان و در جلوي چشمان دوستانش به گلوله اي از آتش و خاكستر تبديل مي كند.فينكس دومي در لحظه اول به نظر رسيد به خطا رفته و به هدف برخورد نكرده زيرا ميگ مورد نظر همچنان در رادار داشت به پرواز مستقيم خود ادامه
مي داد. ثانيه هايي بعد خلبان كابين عقب در رادار مشاهده كرد كه ميگ مزبور به سرعت در حال شيرجه به سمت زمين است كه آشكارا خبر از اصابت موشك به وي و غيرقابل كنترل بودنش داشت. يكي از
F-14ها با اعلام انهدام دومين ميگ از عمل كردن مجاورتي موشك و عمل كردن سرِجنگي در فاصله مؤثر با ميگ را داد. سرِجنگي فرصت طلب فينيكس آن قدر قوي هست كه نيت دشمنانش را در نطفه خفه كند. ديگر وقت آن بود كه عراقي ها طعم و مزه اين سلاح مهلك ميدانهاي نبرد را از نزديك بچشند.

تامكتها ابراز شادي خود را به وقت ديگري موكول كرده و تمام حواس خود را معطوف به رهگيري دو ميگ باقيمانده نمودند. ميگ هاي مزبور كاملاً سر در گم عمل مي كردند. يك گردش آهسته به جنوب و سپس به شرق و به دنبال آن كم كردن ارتفاع، آنها هنوز
نمي دانستند دوستانشان توسط چه كسي و از چه سمتي مورد اصابت قرار گرفته اند.

اثر رواني وحشتناكي كه از بين رفتن بسيار سريع دو ميگ اولي بر روي دو ميگ دومي باقي گذاشته بود سبب شد آنها بسيار شتابزده عمل كرده و دچار اشتباهات فاحشي شوند. آنها ابتدا پشت خود را به تامكتهايي كه هرگز از وجود آنها آگاه نشدند كرده و سپس اقدام به كاهش ارتفاع نمودند كه با اين اقدام، فرصتي بسيار عالي را براي تامكتها فراهم كرده و خود را لقمه اي بي دردسر براي F-14ها نمودند. تيزپروازان ايراني كه گويا منتظر ارتكاب چنين خطايي از سوي حريف بودند، پس سوز خود را براي وارد آوردن ضربه نهايي روشن كردند.

با رسيدن به فاصله 12 كيلومتري از هدف، هر دو تامكت رادارهاي خود را در حالت مسيريابي پالسي تنظيم نموده و موشكهاي AIM-7E-4 را به سمت آنها نشانه رفتند. اينبار نوبت هواپيماي شماره 2 بود كه هدف را زودتر از سردسته خود شناسايي كند كه پس از آن، سردسته با 2000 پا صعود به سمت راست وي اوج گرفت تا در صورتي كه هواپيماي وي مورد حمله قرار گرفت، به كمكش بشتابد. اگرچه AIM-7E-4 نسبت به گونه هاي به كار رفته اين موشك در ويتنام بهبود قابل ملاحظه اي پيدا كرده بود، با اين حال براي حداكثر بهره برداري از قابليتهاي آن نياز به همكاري بسيار نزديك خلبان و كمك خلبان بود.

خلبان تامكت دقايقي پس از شليك موشك اعلام كرد: ((چراغ هشدار CSD روشن شده.)) اين رايانه علايم داده اي كه در كابين عقب F-14 نصب شده است وظيفه مرتب سازي اهداف مختلف رديابي شده توسط رادار و تبديل آن به زبان قابل فهم براي موشك را دارد. F-14 براي انجام وظيفه خود نياز مبرم به اين سامانه داشته و در صورت وجود اشكال در آن حين پرواز به يك گاري تبديل مي شود! لازم به ذكر است كه اگر حين برخاست چنين مشكلي بروز كند بلافاصله مأموريت لغو مي شود. در روي زمين 5 دقيقه طول مي كشد تا نقص رايانه علايم داده اي برطرف شود كه به دنبال آن،‌8 دقيقه بعد، سامانه ناوبري اينرسيايي خود را با آن تطبيق مي دهد. اما اين بار هواپيماها در آسمان و آن 300 كيلومتري عمق خاك عراق و در حال رهگيري 2 هواپيماي دشمن بودند. به علت عدم كاركرد اين سامانه، تامكت شماره 2 براي دفاع از خود تنها توپ را در اختيار داشته و براي بازگشت به خانه به مقدار زيادي شانس و يك جنگنده اسكورت اختصاصي احتياج داشت. بنابراين، سردسته گروه به تامكت دچار نقص شده فرمان بازگشت مي دهد تا خود با استفاده از موشكهاي گرماياب هدف را نابود كند.

دو ميگ باقيمانده در ارتفاع 10000 پا پرواز مي كردند در حالي كه F-14 در ارتفاع پايين به دنبال آنها بود. در فاصله 1500 ياردي،‌ سامانه كنترل آتش، علامت قرار گرفتن موشك AIM-9P در برد شليك را نشان داد. پيش از اينكه خلبان بتواند شليك خود را صورت دهد، دو ميگ آرايش خود را به هم زده و از هم جدا شدند. صدقي به عنوان سردسته به سمت راست يعني به دنبال سردسته گردش كرده و سعي مي كند موشك خود را روي حرارت خروجي موتور حريف قفل كند. ميگ در يك لحظه از گردش دست برداشته و صعود را آغاز مي كند كه اين اشتباه بسيار برايش گران تمام مي شود و با قرار گرفتن در تيررس F-14، نخستين سايدوايندر به سمت وي شليك مي شود كه بلافاصله با آرام گرفتن اين مارزنگي در آشيانه اش، انفجار مهيبي رخ مي دهد.

اما چند لحظه بعد، در سرعتي حدود 520 مايل بر ساعت، با وجود كمبود سوخت و روشن شدن چراغ سوخت، يك ميگ Mig-23 عراقي درست پشت سر F-14 بود كه خلبان مانوري انجام داد كه امريكايي ها به آن "break turn" مي گويند. وي دسته كنترل فرامين را با تمام قدرت به سمت خود كشيده و همزمان پدالهاي گردان(Rudder) را تا انتها فشار مي دهد. با اين مانور هواپيما به صورت تمام رخ در جريان مسير حركت قرار مي گيرد و به شدت از سرعت آن كاسته مي شود. اين مانور كه با فشار g بسيار بالايي همراه است، سرعت جنگنده را در چند ثانيه به 150 مايل بر ساعت مي رساند. اين مانور كه بعدها توسط ((پوگاچف)) كامل شد و نام آن به ((مانور كبرا)) تغيير يافت، سبب شد كه ميگ Mig-23 عراقي با سرعت بسيار بالايي از F-14 گذشته و تامكت در پشت سر وي در موقعيتي كاملا برتر قرار گيرد.

با روشن شدن پس سوز F-14 و نزديك شدن كافي براي شليك آخرين موجودي سايد وايندر، موشك در موتور ميگ قرار گرفته و انفجار آن بلافاصله جنگنده مزبور را نابود مي كند.

كمك خلبان كه لحظه به لحظه ميزان سوخت موجود را گوشزد مي كرد، گفت: ((جناب سروان! بايد هر چه سريعتر پس سوز را خاموش كرده و به سمت سوخترسان حركت كنيم. سوخت در حال اتمام است.)) بلافاصله گردش به سمت سوخترسان آغاز مي شود. خلبان هواپيما در توضيح اين لحظات مي گويد: (( با توجه به اين كه من به كمك خلبان دستور رديابي ميگها را داده بودم، كاملاً حواس وي از بابت سوخت منحرف شده بود. مي دانستم اگر سوال كنم چقدر سوخت داريم او مي گويد به قدري كه به سوخترسان نمي رسيم.من F-14 ديگر را از چگونگي وضعيتمان مطلع كردم. آنها نيز در جواب سوختگيري و سلامت كامل همه فانتوم ها را به من اطلاع داده و گفتند كه در راه بازگشت به خانه هستند. بلافاصله جستجو براي پيدا كردن موقعيت سوخترساني آغاز شد و ما آن را كه توسط دو فانتوم اسكورت مي شد در لابه لاي كوهستان پيدا كرديم. در آن لحظه سوخت يعني زندگي!))

 

F-14هاي ايران

 

F-4ها در بازگشت پيروزمندانه از اين عمليات توانسته بودند علاوه بر وارد كردن خسارت كلي به پايگاه هوايي الحريه،2 فروند ميگ MIG-21 و 3 فروند بالگرد ميل Mi-8 را در روي زمين نابود كنند. تعدادي از نفرات فرانسوي كشته و زخمي شدند كه دستور فوري بازگشت تمامي آنها به وطن را در پي داشت.3 تن از خلبانان 4 فروند ميگ MiG-23 منهدم شده كشته شدند كه در ميان نام آنها به نام سروان ((احمد صباح)) بر مي خوريم كه در روزهاي اول جنگ 2 فروند F-5E نيروي هوايي ايران را ساقط كرده بود.

 

منبع: ماهنامه صنايع هوايي، سال هفدهم، اسفند 1386، شماره 201

 

نكته :

براي تبديل مايل به كيلومتر آنرا در 61/1 ضرب كنيد.

مثال: اتومبيلي كه با سرعت 60 مايل بر ساعت حركت مي كند 6/96 كيلومتر بر ساعت سرعت دارد.

۹۶/۶= ۱/۶۱× 60

براي تبديل كيلومتر به مايل آنرا به 61/1 تقسيم كنيد.

مثال: اتومبيلي كه با سرعت 120 كيلومتر بر ساعت حركت مي كند 5/74 مايل بر ساعت سرعت دارد.

۷۴/۵=۱/۶۱÷ 120

 

نکته ۲: نکته بالا در مورد مایل معمولی کاربرد دارد. در هوانوردی از واحد دیگری استفاده می شود که مایل هوایی نام دارد و برابر ۱۸۵۲متر است.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:41  توسط P.A  |