|
|
|
|
|
داستان پيدايش كانوير B-36 به اوايل سال 1941 برمي گردد، پيش از آنكه ايالات متحده آمريكا وارد جنگ جهاني دوم شود. در آن زمان در سطح سران ارتش آمريكا اين نگراني وجود داشت كه در صورت شكست انگلستان در برابر آلمان نازي ، استفاده از خاك انگلستان به عنوان پايگاهي براي هواپيماهاي آمريكايي به جهت حمله به آلمان نازي ميسر نخواهد بود و در صورت وقوع چنين سناريويي ، براي حمله مستقيم از قاره آمريكا به اروپا آمادگي لازم وجود ندارد. نكته جالبي در همين قسمت از داستان تولد كانوير B-36 وجود دارد و آن پيش بيني سناريوهاي مختلف و كسب آمادگي براي مقابله با آنها است.سران ارتش آمريكا زماني به فكر بمباران آلمان از قاره آمريكا افتادند كه هنوز آمريكا وارد جنگ نشده بود و هنوز انگلستان با تمام قوا در برابر آلمان قرار داشت.يكي از دلايل موفقيت كشورهاي مترقي و پيشرو ،عادت به انجام همين خط مشي مهم است،پيش بيني و كسب امادگي براي سناريوهاي مختلف(در زمينه اقتصادي،نظامي ، اجتماعي و ...) اين نگراني به گونه اي گسترش يافت كه در 11 آوريل سال 1941،فرماندهي هوايي آمريكا (در آنزمان نيروي هوايي بخشي از نيروي زميني به شمار مي رفت)مشخصات مورد نظر خود را براي يك بمب افكن فوق دوربرد به شرح زير تعيين نمود: حداكثر سرعت: 720 كيلومتر بر ساعت سرعت كروز: 442 كيلومتر بر ساعت بيشينه ارتفاع پروازي: 13700متر حداكثر برد(در ارتفاع 7600متري): 19300كيلومتر اما به سرعت مشخص شد كه طراحي چنين هواپيمايي در يك بازه زماني كوتاه،كاري صعب و دشوار بوده،به همين دليل در 19 آگوست سال 1941 فرماندهي هوايي، تغييراتي در مشخصات بمب افكن مورد نياز خود داد.حداكثر برد به 16 هزار كيلومتر كاهش داده شد وشعاع عملياتي مؤثر آن با ذخيره بمبي در حدود 4.5تن ،6400 كيلومتر در نظر گرفته شد.سرعت كروز بين 386تا 482 كيلومتر بر ساعت و بيشينه پروازي نيز 12هزار و100متر تعيين شد. طرحهاي مختلفي از سوي كمپاني هاي هوايي آمريكا ارائه شد كه در نهايت كمپاني Cosolidated Vultee Aircraft Corporation كه بعد كانوير CONVIR ناميده شد برنده طراحي و ساخت اولين بمب افكن از كلاس بمب افكن هاي قاره پيماي آمريكا شد. با گذشت زمان و افول قدرت آلمان نازي ، لزوم دستيابي به بمب افكن هاي قاره پيما براي ارتش آمريكا اهميت كمتري يافت ولي پروژه B-36 معوق نشد و ساخت اين بمب افكن طي روندي كند تر از قبل ادامه يافت.
جنگ جهاني دوم بدون حضور بمب افكن B-36 پايان يافت.بخت يار ژاپني ها بود كه چنين غول پرنده اي طي نبردهاي پاسفيك وجود نداشت تا با فرو ريختن حجم انبوه بمب،تلفات نيروهاي امپراطوري ژاپن را به شكلي دهشتبار گسترش دهد. اولين پروازهاي B-36 در آگوست سال 1946انجام شد.اين بمب افكن فوق دوربرد عظيم الجثه دو برابر بزرگتر از سوپر بمب افكنهاي قبلي نيروي هوايي ارتش آمريكا ،B-29 بود.دهانه بال و ارتفاع دم B-36 حتي رقيبي چون آنتونوف AN-22 را پشت سر مي گذارد.در زمينه قدرت حمل بار،اگر هواپيماهايي چون بويينگ 747و C-5 گالاكسي نبودند (كه هر دوي اين هواپيماها دو دهه بعد از در زمينه ي بال،مشخصات B-36هنوز حيرت انگيز و محير العقول است،دهانه بال اما مساحت زياد بال B-36 مزاياي ديگري نيز براي اين هواپيما به همراه داشت كه از مهمترين آنها ، قدرت مانور خوب اين بمب افكن در ارتفاع بالا بود.جالب است بدانيد كه در آنزمان هيچ يك از جت هاي رزمي نيروي هوايي امريكا قادر به پرواز در ارتفاعي بيش از 12 هزار200مترنبودند و حتي اگر مي توانستند به اين ارتفاع برسند،قدرت مانور آنها به حدي كاهش مي يافت كه عملاًفاقد كارايي مي شدند. سيستم پيشرانه كانوير B-36 نيز همانند بسياري از خصوصيات آن جديد و به نوعي غير عادي و عجيب بود.در تمامي نگارش هاي B-36 از شش موتور پيستوني بسيار بزرگ پرات اند ويتني هر موتور از يك ملخ سه پره بزرگ به قطر 8/5متر بهره مي برد كه اين ملخ ها در ناحيه عقب بال قرار داشتند. B-36 بر اساس استانداردهاي زمان،حال يك بمب افكن فوق سنگين محسوب مي شد و به همين دليل براي برخاستن از زمين(Take off) نيازمند طي مسافت طولاني بر روي باند فرودگاه بود،به منظور كاهش اين فاصله و سرعت دادن به فرآيند برخاستن از زمين و هم چنين افزايش سرعت اين هواپيما به شكلي مؤثر در محدوده ي هدف ، در نگارش B-36D ،كمپاني كانوير چهار موتور توربوجت جنرال الكتريك j47-19 را به مجموع سيستم پيشران اين بمب افكن اضافه نمود. اين موتورهاي جت در زمان برخاستن و در حين حمله بمب افكن به هدف ، تواني مؤثر را در اختيار اين هواپيما فرار مي دادند،امّا در زمان پرواز معمول ، براي صرفه جويي در سوخت اين موتورهاي توربوجت خاموش مي شدند.
با اضافه شدن چهار موتور توربوجت به شش موتور راديال پيستوني ، تعداد موتورهاي B-36 به ده عدد رسيد كه از لحاظ تعداد موتور ركورد ديگري به ركوردهاي B-36 اضافه شد.پيش از شروع پرواز اين موتورها براي آنكه به شكل عملياتي به كار گرفته شوند،مي بايستي گرم مي شدند.زماني كه تمامي اين ده موتور در حال عادي بودند،سرمهندس B-36 به فرمانده هواپيما(كاپيتان)اين موضوع را اين گونه اطلاع مي داد كه شش موتور مي چرخند و چهار موتور مي سوزند. كانوير B-36 داري چهار مخزن داخلي بمب بود كه اين مخازن امكان حمل حداكثر 39 تن بمب را فراهم مي كردند.اين مقدار بمب ،10 برابر بيشتر از بيشينه توانايي بمب افكن B-17 بود كه ستون فقرات هوايي ارتش آمريكا در جنگ دوم جهاني محسوب مي شد.بمب افكن كانوير B-36در ابتدا براي حمل و پرتاب بمب هاي متعارف طراحي شده بود،امّا پس از عملياتي شدن اين بمب افكن بلافاصله تصميم گرفته شد كه اين بمب افكن قادر به حمل و پرتاب بمب هاي اتمي نيز باشد. بد نيست بدانيد به جز سرعت، از لحاظ بسياري پارامترها ،كانوير B-36 قابل مقايسه با رقيب روسي اش TU-95(كه هنوز در خدمت نيروي هوايي روسيه است)بوده و تا زمان آمدن بمب افكن استراتژيك بي 52 ،كانوير B-36 تنها هواپيماي رزمي آمريكايي بود كه مي توانست بمب هاي هيدروژني نسل اول(Mark17) را حمل نمايد.بمب هاي مارك-17، 5/7مبر طول،5/1متر قطر و 19 تن وزن داشتند و سنگين ترين و حجيم ترين سلاح اتمي آمريكايي تاكنون هستند.براي حمل اين بمب هاي دهشت بار دو مخزن جانبي بمب را به يكديگر الحاق مي كردند. براي دفاع در برابر هواپيماهاي مهاجم دشمن اين پرنده غول پيكر به شش برجك توپ جمع شدني كنترل از راه دور مجهز شده بود كه در هر يك از اين برجكها دو قبضه توپ 20 ميليمتري نصب شده بود. يك برجك توپ در دم و يك برجك توپ ديگر در دماغه نيز به صورت ثابت قرار گرفته بودند. در كل 16 قبضه توپ 20ميليمتري مي توانستند ديواري از آتش را در برابر هواپيماهاي دشمن قرار دهند.چنين قدرت آتشي درهيچ يك از بمب افكن هاي آمريكايي و غير آمريكايي ،مشابهي ندارد و اينگونه است كه B-36 صاحب ركورد منحصر به فرد ديگري مي شود. در كنار بمب هاي سنگين متعارف و بمب هاي فوق سنگين اتمي ، B-36در زمان خودش تنها بمب افكني بود كه مي توانست بمب هاي زميني لرزه اي T-12را حمل و پرتاب نمايد.اين اَبَر بمب هاي مخوف 20 تني هنوز هم سنگين ترين بمب متعارف زرادخانه ارتش آمريكا محسوب مي شوند. امّا اگر به كانوير B-36 فقط به چشم يك بمب افكن استراتژيك نگاه كنيم،كمي كم لطفي كرده ايم زيرا تقريبا يك سوم از تمامي B-36 توليد شده به عنوان هواپيماي شناسيايي به كار گرفته شدند.نگارش هاي اكتشافي B-36 با نام R B-36مشخص مي شدند.تا قبل از ظهور هواپيماي جاسوسي لاكهيد U-2 ،كانوير B-36 تنها هواپيماي آمريكايي بود كه مي توانست از پايگاهيي در امريكا به پرواز در آمده و عمليات شناسايي و اكتشاف قاره آسيا را به انجام برساند.هم چنين در آنزمان به دليل بزرگ بودن دوربين هاي جاسوسي هوايي،حمل اين دوربين هاي بزرگ فقط در توان كانوير B-36 بود. B-36به دليل داشتن ارتفاع ثابت پروازي بالا به سختي توسط شكاريهاي دشمن مورد رهگيري قرارمي گرفت.هم چنين مخازن سوخت حجيم اين بمب افكن به ان اجازه مي داد كه در حدود 50 ساعت پرواز كرده و مسافات بسيار طولاني را طي نمايد.دوربين ها معمولا در مخازن بمب جلويي نصب مي شدند و در مخازن بمب انتهايي نيز تانك ها سوخت اضافي قرار مي گرفت.دوربين هاي عكس برداري هوايي(جاسوسي ) B-36 در زمان خود،يك شاهكار اپتيك محسوب مي شدند. تصاوير تهيه شده توسط اين دوربين ها از وضوح فوق العاده اي برخوردار بودند به شكلي كه اگر از ارتفاع 1200 متري عكسي از يك زمن گلف گرفته مي شد توپهاي گلف قابل شناسايي و تفكيك بودند. B-36 از سال 1948تا 1958، به مدت يك دهه به عنوان بمب اغكن استراتژيك دوربرد در خدمت نيروي هوايي آمريكا بودند. B-36بر خلاف همتاي نوينش،B-52 كه در جنگ ويتنام و دو جنگ خليج فارس شركت داشت در هيچ نبرد يا زد و خوردي به كار گرفته نشد و يك بمب يا يك گلوله توسط اين بمب افكن به سمت هيچ هدف واقعي شليك نشد،امّا B-36 هميشه چون چكشي كوبنده به عنوان يك سلاح بازدارنده، از سوي آمريكا در برابر شوروي به كار گرفته شد و تهديد اين بمب افكن را مي توان در زمره عوامل بازدارنده برپايي يك جنگ تمام عيار بين شوروي و آمريكا دانست و به همين علت لقب PEACRMAKER يا مصلح به آن داده شد. در جريان انقلاب مجارستان (در سال 1956) و بحران كانال سوئز، به نيروي هوايي آمريكا آماده باش حمله هسته اي داده شد كه در نتيجه B-36هاي مجهز به بمب هاي اتمي در تركيه و مراكش مستقر شدند امّا خوشبختانه اين هواپيماها هيچ گاه وظيفه اصلي خود(حمل و پرتاب بمب هاي اتمي )را اجرا نكردند. B-36 (نسبت به بسياري از هواپيماهاي رزمي )ركوردي قابل توجه از لحاظ ايمني دارد.جالب توجه است بدانيد كه در بازه ي زماني 1949 اي 1954 فقط 10 فروند B-36بر اثر نقايص يا مشكلات فني سقوط كردند. مشخصات كانوير B-36 در يك نگاه: ورود به خدمت رسمي : سال 1949 تاريخ بازنشستگي : 12 فوريه سال 1959 تعداد خدمه: حداقل 9 نفر در نگارش هايي نظير B-36j هزينه ساخت: حدود 7/3ميليون دلار طول: 4/49 متر دهانه بال: 1/70 متر ارتفاع: 04/14 متر مساحت بال : 443متر مربع وزن خالي: 77تن بيشينه وزن در زمان برخاستن از زمين : 185تن بيشينه وزن تسليحات قابل حمل: 40 تن پيشرانه: شش موتور راديال پيستوني پرات اند ويتني(B-36B)R4360-41 و چهار موتور توربوجت جنرال الكتريك J47-19 سرعت كروز : 627كيلومتر بر ساعت بيشينه سرعت در ارتفاع 11هزار متري: 660كيلومتر بر ساعت سقف پروازي: 12160 متر برد: 10945 كيلومتر با 5/4تن بمب به نقل از مجله نو آور شماره 41 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 14:15 توسط P.A
|
|
||